كـاش دفتـر خاطراتــم؛
چراغ جادو بود،
تا هر وقت از سـرِ دلتنگي؛
به رويش دست مي كشيدم؛
تــو از درونش،
با آرزوي من، بيرون مي آمدي...


دفتر خاطرات من و ياد تو
ناشناس

بازدید : | ادامه مطلب ...
+ نگارش در ۸ اسفند ۱۳۹۴ساعت ۱۰:۱۸:۴۵ توسط مدير سايت | نظرات (0)

درد من و تمام تبرخورده‌ ها يكي‌ست:
باور نمي‌كنيم كه مُرديم مدتي‌ست

آنها در انتظار دوباره پرنده ‌اي
من فكر بازگشت كسي كه نبود و نيست...

تبر خورده ها...‏

مژگان عباسلو


بازدید : | ادامه مطلب ...
+ نگارش در ۸ اسفند ۱۳۹۴ساعت ۱۰:۱۸:۰۲ توسط مدير سايت | نظرات (0)

گرچه از فاصله ماه به من دورتري
ولي انگار همينجا و همين دور و بري

ماه مي تابد و انگار تويي مي خندي
باد مي آيد و انگار تويي مي گذري...

ماه بالاي سر بركه و دور است ز من

بهروز ياسمي


بازدید : | ادامه مطلب ...
+ نگارش در ۸ اسفند ۱۳۹۴ساعت ۱۰:۱۷:۲۰ توسط مدير سايت | نظرات (0)
وقتي كه تو نيستي
دنيا چيزي كم دارد،‏
مثل كم داشتنِ يك وزيدن،
يك واژه،
يك ماه.‏

من فكر مي‌كنم در غيابِ تو...‏
همۀ خانه‌هاي جهان خالي ست،‏
همۀ پنجره‌ها بسته است،‏

اصلاً كسي حوصلۀ آمدن به ايوانِ عصرِ جمعه را ندارد.‏
پرده‌هايي كه پيدايند
يك جوري شبيه ديوار ديده مي‌شوند.‏
سيد علي صالحي


بازدید : | ادامه مطلب ...
+ نگارش در ۸ اسفند ۱۳۹۴ساعت ۱۰:۱۴:۴۵ توسط مدير سايت | نظرات (0)
در اين روزهاي آخر اسفند

وقتي كه خانه ات كلاه سفيدش را
به احترام بنفشه ها
از سر بر مي دارد

تو نيز خاكسترهاي تلخ اين زمستان را
از آستين بتكان

و چشم هاي غبار گرفته اش را
با روزنامه هاي بد خبر ديروز
برق بينداز

تا تعبير خواب هاي اردي بهشتي ات

راه زيادي نمانده است


عباس صفاري


بازدید : | ادامه مطلب ...
+ نگارش در ۸ اسفند ۱۳۹۴ساعت ۱۰:۱۳:۳۹ توسط مدير سايت | نظرات (0)

۱ | ۲ |